بازسرایی پارسوماش5
بالاخره بعد از چندی از این شهر به اون شهر رفتن و دربدری و گاهی خوشگذرونی یه فرصت گیر آوردم که آپ کنم.
«منشور پارسوماش»
6
گفتم گياهان را گرامي بشماريد
گياهان گماشتگانِ بهشتِ خداوندند
گياهان ملائکِ خاموش خانۀ آدمي اند.
گفتم که دره ها و دامنه ها را پاکيزه نگهداريد
زيرا زمين
ضامنِ زندگانيِ آدمي ست.
گفتم هر او که درختي نشانده
به داناييِ پروردگار خواهد رسيد
به درگاهِ دريا و آرامشِ آسمان خواهد رسيد.
گفتم هر او
که مَشيمۀ شب را به نور بشويد
باران را گرامي داشته است
مرا و محبتِ مرا گرامي داشته است.
گفتم هر او
که بهاي اين همه برکت بداند
به ثروتِ ستاره خواهد رسيد
به کرامتِ کوه خواهد رسيد
به رازِ کلمه خواهد رسيد.
و گفتم حياتِ هوا را
به تنفسِ تاريکِ اهريمن نيالايند.
من براي عبور از اين همه کوه
ارابه رانان را به راه خوانده ام
من براي عبور از اين همه طوفان
طبالان و ترانه خوانان را به راه خوانده ام
من براي رسيدن به آن همه رود
رَد شکنان و دريادلان را به راه خوانده ام.
ما از کمين گاهِ اهريمنان خواهيم گذشت
ما ظالمانِ زمين را دَرهَم خواهيم شکست
ما شب و شقاوت را خواهيم زدود
زندگي را ستايش خواهيم کرد
آزادي و عدالت را ستايش خواهيم کرد.
من کوروشم
و گفته ام از اين پيشتر،
و باز مي گويم:
سرانجامِ تن آسايي،تسليم مطلق است.
پس تا هستيد
کرامت و کوشايي بر شما ارزاني باد.
من ياورِ يقين و عدالتم
من زندگي ها خواهم ساخت
خوشي ها بسيار خواهم آورد
و ملتم را سربلندِ ساحتِ زمين خواهم کرد
زيرا شادمانيِ او،شادمانيِ من است.
گياهان گماشتگانِ بهشتِ خداوندند
گياهان ملائکِ خاموش خانۀ آدمي اند.
گفتم که دره ها و دامنه ها را پاکيزه نگهداريد
زيرا زمين
ضامنِ زندگانيِ آدمي ست.
گفتم هر او که درختي نشانده
به داناييِ پروردگار خواهد رسيد
به درگاهِ دريا و آرامشِ آسمان خواهد رسيد.
گفتم هر او
که مَشيمۀ شب را به نور بشويد
باران را گرامي داشته است
مرا و محبتِ مرا گرامي داشته است.
گفتم هر او
که بهاي اين همه برکت بداند
به ثروتِ ستاره خواهد رسيد
به کرامتِ کوه خواهد رسيد
به رازِ کلمه خواهد رسيد.
و گفتم حياتِ هوا را
به تنفسِ تاريکِ اهريمن نيالايند.
من براي عبور از اين همه کوه
ارابه رانان را به راه خوانده ام
من براي عبور از اين همه طوفان
طبالان و ترانه خوانان را به راه خوانده ام
من براي رسيدن به آن همه رود
رَد شکنان و دريادلان را به راه خوانده ام.
ما از کمين گاهِ اهريمنان خواهيم گذشت
ما ظالمانِ زمين را دَرهَم خواهيم شکست
ما شب و شقاوت را خواهيم زدود
زندگي را ستايش خواهيم کرد
آزادي و عدالت را ستايش خواهيم کرد.
من کوروشم
و گفته ام از اين پيشتر،
و باز مي گويم:
سرانجامِ تن آسايي،تسليم مطلق است.
پس تا هستيد
کرامت و کوشايي بر شما ارزاني باد.
من ياورِ يقين و عدالتم
من زندگي ها خواهم ساخت
خوشي ها بسيار خواهم آورد
و ملتم را سربلندِ ساحتِ زمين خواهم کرد
زيرا شادمانيِ او،شادمانيِ من است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 19:53  توسط ناصر شهسواری
|
