تبليغاتX
کوروش پدر ایران زمین

کوروش پدر ایران زمین

برای کمی ادای دین به پدر

باز سرایی پارسوماش2

«منشور پارسوماش»

3- تمام شد!                                        کوروش کبیر تکه ای از تخت جمشید
تسليم شدگان را خواهم بخشيد
خشم آورانِ خاموش را خواهم بخشيد
خستگان را شفا خواهم داد
و عدالت خواهم آورد
پس شما شکست خوردگان
به خانه هاي خويش بازگرديد
دانايي و محبت را به ياد آوريد
منزلتِ عزيز آدمي را به ياد آوريد
من خشنوديِ بي پايانِ خداوندم
براي کشتن و کينه توزي نيامده ام
فرمانروايي که همدل مردمانِ خويش نباشد
سيه روزتر از هميشه
سرنگون خواهد شد.

پس از قولِ من بگوييد
به جبارانِ اين جهان بگوييد
که از ظلمتِ خويش
حتي پلاسِ پاره اي به گور نخواهيد بُرد
به آن ها بگوييد
که از گُردۀ کبودِ تازيانه فرو شويد
ورنه عطرِ هوا حتي
با شما همدلي نخواهد کرد.

هشدارتان مي دهم:
او که به کشتن آزادي بيايد
هرگز از هوايِ اَهورا خوشبو نخواهد شد
بخشوده نخواهد شد
بزرگ نخواهد شد
اين سخنِ من است
من پسر ماندانا و کَمبوجيه
که جهان را به جانبِ عدالت و آزادي فراخوانده ام
که انسان را به جانبِ آرامش و اعتماد فراخوانده ام.

پس فرمان دادم تا صخره هاي سهمگين را
از مقابلِ گام هاي خستگان بردارند
رودها را روانه کنند
جلگه ها را بيارايند
پرندگان را در آزادي و
آدمي به آسودگي شود.
من،کوروش هخامنش
فرمان دادم که بر مردمان مَلال مَرَوَد
زيرا مَلالِ مردمان
مَلالِ من است
زيرا شادمانيِ مردم
شادمانيِ من است.

من پيام آورِ اميد و شادماني را
دوست مي دارم
پيروزي باد بر سکونِ سايه را
دوست مي دارم
وزيدنِ زندۀ گندم زاران را
دوست مي دارم
خنياگران و گهواره بانان را
دوست مي دارم
خوشه چينان و دروگران را
دوست مي دارم
محبتِ مردمان و آزاديِ آوازشان را
دوست مي دارم
من راستي و دُرُستي را
دوست مي دارم.

پس به آينده گان و نيامدگان بگوييد
او که دوست مي دارد
دوست داشته خواهد شد
و او که بر مردمانش ستم کند
ديري نمي رود که راه به دوزخ خواهد گشود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 11:30  توسط ناصر شهسواری  | 

بازسرایی پارسوماش 1

« منشور پارسوماش »
 
۱-این منم کوروش                                           کوروش کبیر تکه ای از تخت جمشید
پسر ماندانا و کمبوجیه
پادشاه جهان
پادشاه پهناورترین سرزمین های آدمی
از بلندی های پارسوماش تا بابل بزرگ
 
۲-براي من
که جهان را به جانبِ علاقه فراخوانده ام
چوپان به کوه و
پير به خانه و
پيشه ور به شهر ... يکي است
همه برادرانِ من اند.

براي من
که برادرِ بينايان و غَم خوارِ خستگانم
زنان به جاليز و
دپيران به دير و
سواران به صحرا يکي ست
همه خان و مان من اند.
من کوروشم
و تنها نجاتِ جهان به آرامشم باز خواهد آورد
من پسرِ پادشاه اَنشان و
مشعل دارِ مردمانم

من برگزيدۀ گلبرگ و شبنمِ خالصم
که خداوند
به شادمانيِ سپيده دَم سوگندم داده است
من پيام آورِ آن حقيقتِ بي پَرده ام
که پروردگار همه رودها،راه ها،دامنه ها و درياها را
به فرمانم آورده است.

از پهنه هاي پارسوماش
تا جلگه هاي جليلِ اَنزان
سوارانِ من از کشتزارِ بي کرانه برنج و
عطر گندمِ نو مي گذرند.
فرشتگانِ نان و شَفا
شبانه به شوشيانا رسيده اند.

پس اي ستمديده گان
فراواني و خوشي هاتان بسيار باد
آسايش و اميدهاتان بسيار باد
فرزندان برومند و
برکتِ نانتان بسيار باد.
نان و نمک،خوابِ آرام و
بيداري بارانتان بسيار باد.

من برگزيدۀ زمين و اولادِ آسمان،
آزاديِ شما را رَقَم خواهم زد
زيرا من نگهبانِ بي مرگِ محبتم
رهاوردِ من
رهاييِ مردمانِ شماست.
من اورشليمِ ويران را
واژه به واژه و سنگ به سنگ
بازخواهم ساخت
زنجير از دو دستِ فرزندانتان خواهم گشود
و بر اين صخرۀ سترگ
خواهم نوشت:
آزاديِ آدمي
آخرين آوازِ اولينِ من است.

زندان ها را دَرهَم خواهم شکست
دژها را خواهم گشود
و بيدادگران را خانه نشينِ شکستِ خويش خواهم کرد.
 
بازسرایی کتیبه های سنگی دوره هخامنشی (به نقل از گروه بازتاب)
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 10:38  توسط ناصر شهسواری  | 

ساخت تخت جمشید


تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال 512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطه وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است.

ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد.

نمای کلی صفه پارسه

 نخست صفه یا تختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچر  را ساختند.

دور نمای کاخ آپادانا(باران)

پلکان ورودی به عرض 7متر

نمای کاخ تچر(آئینه) در غروب

پس از داریوش، پسرش خشایارشا تالار دیگری را بنام تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تالار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان دیگری را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند. 

معماری هخامنشی ، هنری است از نوع تلفیق و ابداع که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی،نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است. هخامنشیان با ساختن این ابنیه عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 14:43  توسط ناصر شهسواری  | 

ای ول

ای ول به این همه ایرانی ایران دوست

خدایی تعجب داره!!!! همین که وبلاگ رو ایجاد کردم و مطلب اول رو پست کردم و مشاهده وبللاگ رو زدم دیدم ۲ تا نظر اومده اونم چه بلند بالا.

خوب شما بودید چی میکردید؟ به هر حال دستتون درد نکنه.

من یه ایرانیم که متاسفانه خیلی از گذشته خودم یا به قولی ریشه هام خبر ندارم.

و تصمیم دارم که برای خودم و اونهایی که مثل من هستند اطلاعاتی رو جمع کنم.

از همه شما همراهان دوست داشتنی میخوام که کمکم کنید.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 14:34  توسط ناصر شهسواری  | 

سلام

                                                                   سلام

سلامی به وسعت و عظمت تخت جمشید به بلندای ستونهای آپادانا به گستردگی صد ستون (کاخ صد ستون) و به درخشندگی هدیش( کاخ آئینه).

سلامی سر شار از اقتدار کوروش کبیر عدالت داریوش و زکاوت اردشیر.

سلامی به گرمی روزهای تابستانی مرودشت.

سلام

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 14:25  توسط ناصر شهسواری  |